استاندارد شماره 5 - حسابداري رويدادهاي بعد از تاريخ ترازنامه
استانداردهاي حسابداري - نشريه شماره 160
حسابداري رويدادهاي بعد از تاريخ ترازنامه
1. اصطلاحات زير در استاندارد با معاني مشخص زير بكار رفته است:
. تاريخ تصويب صورتهاي مالي تاريخي است كه مديريت، صورتهاي ماليرا به طور رسمي و براي آخرين بار به منظور انتشار ، تصويب ميكند . تاريخ تصويب صورتهاي ماليتلفيقي ، تاريخي است كه صورتهاي مالي يادشده توسط مديريت واحد تجارياصلي به منظور انتشار تصويب ميشود .
. رويدادهاي بعد ازتاريخ ترازنامه رويدادهاي مطلوب ونامطلوبي است كه بين تاريخ ترازنامه و تاريخ تصويب صورتهاي مالي ، رخميدهد .
. رويدادهاي تعديلي آن دسته از رويدادهاي بعد از تاريخترازنامه است كه درباره شرايط موجود در تاريخ ترازنامه شواهد بيشتري رافراهم ميآورد .
. رويدادهاي غيرتعديلي آن دسته از رويدادهاي بعداز تاريخ ترازنامه است كه به شرايط ايجادشده بعد از تاريخ ترازنامه مربوطباشد .
رويدادهاي بعد از تاريخ ترازنامه
2. صورتهاي مالي بايد براساس شرايط موجود در تاريخ ترازنامه تهيه شود .
3. دررابطه با الزامات اين استاندارد، رويداد بعد از تاريخ ترازنامه رويدادي است كه بين تاريخ ترازنامه وتاريخ تصويب صورتهاي مالي، رخ ميدهد. بررسي مقدماتي موضوعاتي كه ممكناست به تصميمگيريهاي آتي مديريت منجر گردد خارج از دامنه كاربرد ايناستاندارد است.
4. رويدادهايي كه بعد از تاريخ تصويب صورتهاي مالي رخ ميدهد، در دامنهكاربرد اين استاندارد واقع نميشود. اگر رويدادهاي مزبور بااهميت باشد، بهمنظور پيشگيري ازگمراهي استفادهكنندگان صورتهاي مالي، مديريت ملزم بهبررسي ضرورت انتشار اطلاعات مربوط است .
5. فرايند تصويب صورتهاي مالي ممكن است در واحدهاي تجاري مختلف، متفاوت باشدو به ساختار مديريت و نيز به نحوه تهيه و نهاييكردن صورتهاي مالي بستگيدارد. با وجود اين، تاريخ تصويب صورتهاي مالي، معمولاً ، تاريخ جلسهاي است كه طي آنمديريت صورتهاي مالي را رسماً و براي آخرين بار به منظور انتشار تصويب ميكند.تاريخ تصويب صورتهاي مالي تلفيقي، تاريخي است كه صورتهاي مالي يادشدهتوسط مديريت واحد تجاري اصلي به منظور انتشار تصويب ميشود.
طبقهبندي و افشاي رويدادهاي بعد از تاريخترازنامه
۶. رويدادهاي بعد از تاريخ ترازنامه را ميتوان به دو گروه رويدادهاي تعديليو رويدادهاي غيرتعديلي طبقهبندي كرد.
7. وقوع يك رويداد مهم بعد از تاريخ ترازنامه در صورتي مستلزم تغيير ارقامقابل درج در صورتهاي مالي اساسي است كه آن رويداد :
الف. تعديلي باشد ،
ب . بيانگر اين باشد كه كاربردمفهوم تداوم فعاليت براي تمام يا بخش مهمي از واحد تجاري مناسب نيست، يا
ج . به دلايل قانوني يا با توجهبه ماهيت خاص آن در صورتهاي مالي انعكاس يابد .
8. درصورت وقوع رويدادهاي تعديلي، ضروري است تغييرات لازم در ارقام قابل درجدر صورتهاي مالي انجام شود. نمونههايي از رويدادهاي تعديلي در پيوست ايناستاندارد ارائه شده است.
9. برخي از رويدادهاي بعد از تاريخ ترازنامه، از قبيل بدتر شدن وضعيت مالي وعملكرد مالي، ممكن است مبين لزوم انجام بررسيهايي درخصوص مناسبت كاربردمفهوم تداوم فعاليت در تهيه صورتهاي مالي واحد تجاري باشد. درنتيجه، بااين نوع رويدادها همانند رويدادهاي تعديلي برخورد ميشود.
10. برخي رويدادهاي بعد از تاريخ ترازنامه به دلايل قانوني يا با توجه بهماهيت خاص آن در صورتهاي مالي انعكاس مييابد و بنابراين با آنها همانندرويدادهاي تعديلي برخورد ميشود. اين نوع رويدادها، شامل سود سهام پيشنهادي،مبالغي كه براي انتقال به اندوختهها تخصيص يافته است، اثر تغييرات درقوانين و مقررات مالياتي و سود سهام دريافتني از واحدهاي تجاري فرعي ووابسته ميباشد.
11. رويدادهاي مهم بعد از تاريخ ترازنامه در مواردي بايد افشا شود كه آن رويداد :
الف. غيرتعديلي و از چنان اهميتي برخوردار باشد كه افشا نكردن آن بر توانايي دركصحيح وضعيت مالي واحد تجاري توسط استفادهكنندگان صورتهاي مالي ، اثر منفي بگذارد ، يا
ب . برگشت يا سررسيد معاملهايباشد كه قبل از پايان سال ماهيتاً با هدف تغيير در ظاهر ترازنامه صورتگرفته است.
12. رويدادهاي غيرتعديلي به تعديل مبالغ مندرج در صورتهاي مالي منجر نميشود.بااينحال، برخي از اين رويدادها ممكن است از چنان اهميتي برخوردار باشدكه جهت حصول اطمينان از گمراهكننده نبودن صورتهاي مالي، افشاي آن دريادداشتهاي توضيحي ضرورت پيدا كند. نمونههايي از مواردي كه ممكن استافشاي رويدادهاي غير تعديلي در يادداشتهاي توضيحي ضرورت يابد در پيوست هميناستاندارد ارائه شده است.
13. هرگاه قبل از پايان سال مالي، معاملهاي با ماهيت تغيير در ظاهر ترازنامهواحد تجاري صورت گرفته باشد، برگشت يا سررسيد آن بعد از پايان سال مستلزمافشا در يادداشتهاي توضيحي است. اين تغييرات، از جمله، شامل مواردي استكه به ظاهرآرايي شهرت دارد. از نمونههاي معمول ظاهرآرايي، انتقال وجوهنقد يا موجودي مواد و كالاي واحدهاي تجاري فرعي به واحد تجاري اصلي بهمنظور نمايش مطلوبتر وضعيت مالي واحد تجاري اصلي ميباشد. لازم به تأكيداست ظاهرآرايي دربرگيرنده مواردي كه معمولاً به آن حسابسازي اطلاق ميشود،نيست.
12. درمورد هر يك از رويدادهاي بعد از تاريخ ترازنامه كه به موجب بند 11 ، افشاي آن ضرورت پيدا كند، بايد اطلاعاتي بهشرح زير ، در يادداشتهاي توضيحي ارائهشود :
الف. ماهيت رويداد، و
ب . براورد اثر مالي رويداد ياذ كر عملي نبودن انجام براورد .
15. افشاي جداگانه رويدادهاي تعديلي معمولاً ضروري نيست، زيرا اين رويدادها از طريق اصلاح اقلام، در صورتهاي مالي اساسي منظور ميشود.
16. درتصميمگيري نسبت به اين كه كداميك از رويدادهاي غير تعديلي از اهميت كافيبراي افشا برخوردار است، بايد به كليهمطالب ضروري جهت ارزيابي استفادهكنندگان صورتهاي مالي از وضعيت ماليواحد تجاري، توجه شود.
17. براوردآثار مالي رويدادهاي غير تعديلي بعد از تاريخ ترازنامه بايد قبل از آثارمالياتي مربوط افشا شود. آثار مالياتي اين رويدادها نيز در مواردي كه برايدرك صحيح وضعيت مالي ضروري است بايد توضيح داده شود.
18. تاريخ تصويب صورتهاي مالي بايد بهگونهاي مناسب افشا شود.
19. الزامات اين استاندارد در مورد كليه صورتهاي مالي كه دوره مالي آنهاازتاريخ 1/1/1380 و بعد از آن شروع ميشود، لازمالاجراست.
مطابقت با استانداردهاي بينالمللي حسابداري
20. بااجراي الزامات اين استاندارد، مفاد استاندارد بينالمللي حسابداري شماره10 با عنوان پيشامدهاي احتمالي ورويدادهاي بعد از تاريخ ترازنامه نيزرعايت ميشود.
پيوست
نمونههايي از رويدادهاي تعديلي و غيرتعديلي
اين پيوست جنبه راهنمايي دارد و بخشي ازاستاندارد حسابداري محسوب نميشود.نمونههاي ارائه شده نيز تنها جنبه تشريحي دارد و تمام موارد ممكنرا دربر نميگيرد.
رويدادهاي تعديلي
موارد زير،نمونههايي از رويدادهاي بعد از تاريخ ترازنامه است كه درباره شرايطموجود در تاريخ ترازنامه شواهد بيشتري فراهم ميكند و لذا به عنوان رويدادتعديلي طبقهبندي ميشود:
الف. داراييهاي ثابت مشهود؛ مشخصشدن بهايخريد يا عوايد فروش داراييهاي ثابت مشهود پس از پايان سال مالي در موارديكه خريد يا فروش پيش از پايان سال انجام گرفته باشد.
ب . اموال غير منقول؛ ارزيابي اموال غيرمنقول بعد از پايان سال مالي كه شواهدي را مبنيبركاهش دايمي در ارزش دارايي فراهم آورد.
ج . سرمايهگذاريها؛ دريافت نسخهاي از صورتهاي مالي يا سايراطلاعات درخصوص يك شركت كه شواهدي را مبنيبر كاهش دايمي در ارزش سرمايهگذاريبلندمدت در آن شركت فراهم آورد.
د . موجودي مواد و كالا و پيمانهايبلندمدت؛
1. دريافت عوايد فروش بعد از تاريخ ترازنامه يا شواهدي ديگر درخصوص خالص ارزشفروش موجوديها.
2. دستيابي به شواهدي دال بر اين كه براورد قبلي در مورد سود متعلقه پيمانبلندمدت نادرست است.
ه . بدهكاران؛ تجديد مذاكره و توافق در مورد ميزان بدهيبدهكاران، يا ناتواني يك بدهكار درپرداخت بدهي.
و . سود سهام دريافتني؛ اعلام پرداخت سود سهام توسط شركتهاي فرعي و وابسته براي دوره يا دورههايقبل از تاريخ ترازنامه شركت اصلي يا همزمان با آن .
ز . ماليات؛ دريافت اطلاعات درباره نرخهاي مالياتي.
ح . ادعاي خسارت؛ دريافت وجه يا مشخص شدن مبلغ قابلوصول بابت ادعاهاي خسارت از شركتهاي بيمه كه در تاريخ ترازنامه در مرحلهمذاكره بوده است.
ط . موارد كشف شده؛ كشف اشتباهات يا تقلباتي كه نشان ميدهدصورتهاي مالي بدون اصلاح اقلام مربوط نادرست خواهد بود.
رويدادهاي غير تعديلي
موارد زير، نمونههايي از رويدادهاي بعد ازتاريخ ترازنامه است كه با شرايط موجود در تاريخ ترازنامه ارتباطي ندارد ولذا بايد به عنوان رويداد غير تعديلي طبقهبندي شود :
الف. تركيب واحدهاي تجاري،
ب .تجديد سازمان يا پيشنهادتجديد سازمان،
ج . انتشار سهام جديد،
د . خريد و فروش داراييهاي ثابتمشهود و سرمايهگذاريها،
ه . از دست دادن داراييهاي ثابتمشهود يا موجودي مواد و كالا در نتيجه وقايعي نظير جنگ، آتشسوزي، سيل يازلزله،
و . آغاز فعاليتهاي تجاري جديد ياگسترش فعاليتهاي تجاري موجود،
ز . متوقف كردن بخش قابل توجهياز فعاليتهاي توليدي و تجاري، به شرطيكه در تاريخ ترازنامه وقوع اين رويداد قابل پيشبيني نبوده باشد،
ح. كاهش ارزش اموال غير منقول و سرمايهگذاريهاي بلندمدت به شرطيكه بتوان نشان داد كه كاهش ارزش بعد از تاريخ ترازنامه روي داده است،
ط . تغيير نرخهاي برابري ارز،
ي .اقدامات دولت، از قبيل ملي كردن مؤسسات،
ك .اعتصابات و ساير اختلافاتكارگري، و
ل . تغيير در مباني تعيين مزايايپايان خدمت كاركنان.